چالش کنونی شرکتها :
مشکلی که شرکتها در عصر حاضر با آن مواجهه هستند کمبود کالا نیست، بلکه کمبود مشتریان است. اغلب صنایع جهان خیلی بیشتر از آن مقداری که مصرف کنندگان جهان می توانند خریداری نمایند، می توانند تولید کنند. عرضه کالا و خدمت مازاد بر ظرفیت تقاضاست این اوضاع منجر به وضیت (Hyper competition) «فرا رقابتی» در عصر حاضر شده است. شرکتهایی که از جذب مشتریان ناامید هستند، قیمت های خود را کاهش داده و امتیاز می دهند. مفهوم نهایی این استراتژی، سود کمتر و ورشکستگی بعضی از شرکت ها را بدنبال دارد.
بازاریابی، پاسخگویی به چالشهای عصر حاضر با بهترین شیوه رقابت، با روشهای مختلف به جز قیمت می باشد. به علت ظرفیت مازاد شرکت ها، بازاریابی از هر زمان دیگری مهم تر شده است.
* بازاریابی مرکز تولید و حفظ مشتری شرکت است.
شرکت ها فکر می کنند که بازاریابی برای کمک به تولید، جهت خلاص شدن از شر محصولات تولیدی شرکت است. حقیقت بر عکس آن است. یعنی اینکه تولید باید از بازاریابی پشتیبانی کند. شرکت ها می توانند طی قراردادی وظیفه تولید خودشان را به شرکت دیگری واگذار کنند. چیزهایی که موجب رشد یک شرکت میشوند ایده ها و پیشنهادهای بازاریابی است. بخش های خرید، تولید، تحقیق و توسعه، مالی و سایر عوامل برای پشتیبانی از فعالیتهای شرکت در محیط بازار، تشکیل می شوند.
در کشور ما اغلب بازاریابی با فروش اشتباه گرفته میشود. بازاریابی و فروش تقریباً بر عکس هم هستند. ((Hard sell & marketing)) ((بازاریابی با فروش و فشار)) تقریباًَ یک تناقض است. فروش زمانی شروع می شود که شما محصولی را در اختیار داشته باشید. اما بازاریابی قبل از اینکه محصول تولید شود آغاز می گردد.
بازاریابی فرآیندی است که شرکت شما انجام می دهد تا بفهمد که مردم به چه محصولاتی نیاز دارند و شرکت شما باید چه چیزی را تولید و عرضه نماید. بازاریابی نحوه عرضه، قیمت گذاری، توزیع و تشویق و ترغیب محصولات و خدمات به محیط بازار را تعیین می کند. سپس در طول زمان، نتایج را کنترل و پیشنهادات عرضه شده شرکت را، بهبود می بخشد. با توجه به مطالب فوق، بازاریابی یک فعالیت فروش کوتاه مدت نیست، بلکه یک فعالیت سرمایه گذاری بلندمدت است. اگر بازاریابی به روش صحیحی اجرا شود، قبل از اینکه شرکت محصولی را تولید و وارد بازار نماید، فعالیت بازاریابی شروع می شود و مدتها پس از فروش ادامه می یابد.








